خرید بک لینک

بیشتر از اینکه توی زمان حال باشم توی گذشته و بررسی اشتباهات و کم کاری هاش ام.

اینکه چرا از فلان موقعیت استفاده نکردم یا فلان مهارت رو یاد نگرفتم و ...

فکر کردن بهشون غمگینم میکنه و ناامید. راستش خیلی وقته که ذوق و هیجانی نداشتم البته بجز اون روز کارگر و لوح تقدیرش که عجیب بهم چسبید. موقع گرفتنش یاد دوران تحصیل و لوح های تقدیری که از مدرسه و اداره بابا میگرفتم افتادم یه آن رفتم توی همون حال و هوا! هوای خوب دوران نوجوونی.

چه ذوق و شوقی چه آرزوهایی چه دید روشنی !

الان ولی حس میکنم واسه همه چیز دیر شده حتی واسه شروع یه رابطه عاشقانه!

واقعا نمیدونم باید چکار کنم!


برچسب: نویسنده: مریم مرادیان تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 0:36

صفحه بندی